«بسم ربّ الشهدا و الصديقين»
امروز روز تلخي از روزگار زندگي ام بود. شايد متن زير را كه مي خوانيد
بگوئيد كه نويسنده ي آن چه بيكار بوده است كه در اين موقعيت تورم، بي پولي
و يا در اين دوره زمانه مدرن اين موضوع را براي خود با اهميت شمرده است و
شايد هم بگوئيد كه حق با نويسنده است. حال مي خواهم برايتان بنويسم.
در
تلويزيون وقتي مي شنيدم در شهرستان هاي تبريز، مازندران، تهران و يا در
دانشگاه ها و يا جاهاي ديگرشهر تشييع پيكر پاك شهيدان مطهر با حضور ملت
شهيدپرور برگزار گرديد خيلي متحسر مي شدم كه اي كاش من هم مي توانستم زير
تابوت آنها را بگيرم و در جوار آنان با شهدا عهدي دوباره ببندم. خيلي با
خود كلنجار مي رفتم كه حتماً سعادت و لياقت آن را نداشتم.
با خود گفتم اي كاش در زمان جنگ سن و سالي داشتم و در جوار شهيدان براي جبهه و جنگ كار مي كردم.
واقعاً
مي گويم خيلي ناراحت بودم. تا زمانيكه تشييع پيكرها در شهرستان هاي ديگر
هم آغاز شد لحظه شماري مي كردم كه نام شهرستان يا استان ما هم اعلام شود
ولي هيچ نشنيدم.
تا اينكه در روز يكشنبه 12 آبان 87 هنگاميكه با
تاكسي از منزل به دانشگاه مي رفتم دور ميدان شهرداري پارچه اي در ابعاد
بسيار كوچك مقابل درب شهرداري ديدم كه چنين نوشته بود: «رجعت پاك بسيجي
شهيد صفر رمضانپور را به خانواده ي محترم و ...»
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه 22 اسفند1387ساعت   توسط نبی ا...
|
َ
َسْئَلُكَ بِحَقِ مُحَمَّدٍ خاتَِمِ النَّبِيّينَ، وَعَلِىٍّ اَميرِ
الْمُؤْمِنينَ وَبِحَقِّ فاطِمَةَ بِنْتِ نَبِيِّكَ،وَبِحَقِّ الْحَسَنِ
وَالْحُسَيْنِ،
فَاِنّى بِهِمْ اَتَوَجَّهُ اِلَيْكَ فى
مَقامى هذا،وَبِهِمْ اَتَوَسَّلُ وَبِهِمْ اَتَشَفَّعُ اِلَيْكَ، وَبِحَقِّهِمْ
اَسْئَلُكَ وَاُقْسِمُ وَاَعْزِمُعَلَيْكَ،
وَبِالشَّاْنِ الَّذى لَهُمْ عِنْدَكَ، وَبِالْقَدْرِ الَّذى لَهُمْ عِنْدَكَ،
وَبِالَّذىفَضَّلْتَهُمْ عَلَى الْعالَمينَ، وَبِاسْمِكَ الَّذى جَعَلْتَهُ
عِنْدَهُمْ،
وَبِهِخَصَصْتَهُمْ دُونَ الْعالَمينَ،
وَبِهِ اَبَنْتَهُمْ وَاَبَنْتَ فَضْلَهُمْ مِنْ فَضْلِ الْعالَمينَ، حَتّى فاقَ
فَضْلُهُمْ فَضْلَ الْعالَمينَ جَميعاً
میخواهم که به حق محمد و علی و فاطمه و
حسن و حسین بخوانمت که در این مقام، تنها توجهام به تو و به برکت حضور
آنان است و این از فضل توست که مرا معلمانی چون آنان قرار دادی...
این عاشقانهترین سپاس را از بندهات را بپذیر...
شکر
که وسیله ارتباطم با تو، بهانه شفاعت همه شیطنتهای زندگیام نزد تو، و
محور تمام سوگندهای زندگیام این عزیزانت بودند، همانان که نمرهشان و
قدرشان را تنها خودت میدانی، آنهایی که در کلاس بندگی تو، برتری دارند بر
همه جهانیان و این تفضل سبب قرار دادن اسم اختصاصیات نزد آنان است تا
همگان بدانند افتخار بندگی تو، بالاترین مقام در دو دنیاست...
میخواهم تو را با نام بر حق محمد و علی و فاطمه و حسن و حسین بخوانم، به امید نزدیک شدن به شاگرد اولهای دفتر تو...
برگرفته از سايت بچه هاي قلم
+ نوشته شده در پنجشنبه 22 اسفند1387ساعت   توسط نبی ا...
|
با
نگاهى گذرا به تاريخ جوامع بشرى، نقش دورانساز و كليدى جوانان در غالب
حركتهاى فرهنگى و اجتماعى و نيز نهضتهاى حياتبخش پيامبران الهى كاملا
آشكار و روشن است. تجربه تاريخ بيانگر اين مهم است كه در هر حركتى از
استعدادهاى فكرى و نهفته قشر جوان به صورت اصولى و صحيح بهرهبردارى شده
است، دستاوردهاى بسيار مهم و ارزشمندى به دست آمده است. در مقابل، زمانى
كه هدايت و رهبرى گروههاى جوان به دست افراد هوسران و قدرتطلب افتاده
است، جنايات و تراژدىهاى بسيار دهشتناكى به وقوع پيوسته است. در حالى كه،
در تفكر دينى بها دادن و شخصيت دادن و اهتمام به جوانان بسيار توصيه شده
است .
براى روشن شدن اين حقيقت، سزاوار است، سيره و عملكرد يكى از
انبياء الهى در اين زمينه، با بهرهبردارى منفى رهبران مستبد از نيروهاى
جوان در جنگهاى جهانى اول و دوم مقايسه شود تا آنگاه پيامدهاى استفاده
از ظرفيتهاى قشر جوان و نيز عدم استفاده و غفلت از آن آشكار گردد .
بقیه متن در ادامه مطلب...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 19 اسفند1387ساعت   توسط نبی ا...
|
امروز مصادف است با اول ماه صفر، و روزی که اسرای کربلا وارد شام شدند...
امكلثوم(س) هنگام ورود به شام به شمر بن ذيالجوشن
گفتند : چون خواستيد ما را وارد شهر نماييد، از دروازهاي وارد كنيد كه حضور
تماشاگران در آن كمتر باشد و سرهاي شهيدان را از ميان اسيران بيرون برده و جلوتر
از آنان حركت دهيد تا مردم به تماشاي سرها پرداخته و به خاندان عصمت و طهارت كمتر نگاه
كنند...
پس از آن كه امام حسين(ع) و ياران باوفايش در دشت سوزان
كربلا به دست لشكريان حرمتشكن و سفاك عمر بن سعد در روز عاشوراي سال 61 قمري به
شهادت رسيدند، بازماندگان آنان، از جمله امام زينالعابدين(ع) كه در شدت بيماري به
سر ميبرد و ساير فرزندان، همسران، خواهران و مادران شهيدان كربلا، به اسارت سپاه
عمر بن سعد درآمده و در روز يازدهم محرم، آنان را از كربلا به كوفه منتقل نمودند.
عبيدالله بن زياد كه استاندار كوفه
و بصره و عامل يزيد بن معاويه در عراق و فتنهگر اصلي واقعه كربلا و از دشمنان
سخت اهلبيت(ع) بود، دستور داد كه اسيران را با همان حالت اسارت و در پوشش نامناسب
و تحقيرآميز وارد مجلس او نموده و از اينراه بر آنان و بر همگان فخر و بالندگي
نمايد. پس از چند روز اقامت اسيران در كوفه، آنان را روانه شام نمودند تا در مجلس
يزيد بن معاويه (دومين حاكم اموي) حاضر سازند.
بقیه متن در ادامه مطلب...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 9 بهمن1387ساعت   توسط نبی ا...
|

ا اَللَّهُ يا اَللَّهُ يااَللَّهُ، يا مُجيبَ
دَعْوَةِ الْمُضْطَرِّينَ، يا كاشِفَ كُرَبِ الْمَكْرُوبينَ، ياغِياثَ
الْمُسْتَغيثينَ، يا صَريخَ الْمُسْتَصْرِخينَ، وَيا مَنْ هُوَ اَقْرَبُ
اِلَىَ مِنْ حَبْلِ الْوَريدِ، وَيا مَنْ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ
وَقَلْبِهِ، وَيا مَنْ هُوَ بِالْمَنْظَرِ الْأَعْلى وَ بِالْأُفُقِ
الْمُبينِ، وَيا مَنْ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحيمُ عَلَى الْعَرْشِ
اسْتَوى، وَيا مَنْ يَعْلَمُ خآئِنَةَ الْأَعْيُنِ وَما تُخْفِى
الصُّدُورُ، وَيا مَنْ لا يَخْفى عَلَيْهِ خافِيَهٌ، يا مَنْ لا
تَشْتَبِهُ عَلَيْهِ الْأَصْواتُ، وَيا مَنْ لا تُغَلِّطُهُ الْحاجاتُ،
وَيا مَنْ لا يُبْرِمُهُ اِلْحاحُ الْمُلِحّينَ، يا مُدْرِكَ كُلِ
فَوْتٍ، وَيا جامِعَ كُلِّ شَمْلٍ، وَيا بارِئَ النُّفُوسِ بَعْدَ
الْمَوْتِ، يا مَنْ هُوَ كُلَّ يَوْمٍ فى شَاْنٍ، يا قاضِىَ الْحاجاتِ،
يا مُنَفِّسَ الْكُرُباتِ، يا مُعْطِىَ السُّؤُلاتِ، يا وَلِىَّ
الرَّغَباتِ، يا كافِىَ الْمُهِمَّاتِ، يا مَنْ يَكْفى مِنْ كُلِّ
شَىْءٍ، وَلا يَكْفى مِنْهُ شَىْءٌ، فِى السَّمواتِ وَالْأَرْض.
یا الله...
یا الله...
یا الله...
و این اذن دخولی است به عرش الهی کربلا برای علقمه بن محمد ، شما و من...
و این تازه اول کلام است برای پروردگاری که شایسته است این گونه بخوانمش:
ای جواب دهنده دعوت مضطرین.
ای کاشف کرب های بلادیدگان کربلایی.
ای دادرس دادخواهان عاشورایی.
تو اویی که از رگ گردن به من نزدیک تری صدای یا اباعبدالله هم را می شنوی.
و اویی که حول من وحسینیه قلبم حاضری.
واویی که در بالاترین منظر در افق روشن اشک های حسینی ام را نظاره ام میکنی.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه 8 بهمن1387ساعت   توسط نبی ا...
|

آدينه اي ديگر آمد و نشنديم سبز پوشي تك سوار علي وار بانگ بر آورد ‹‹ انا القائم ، انا المهدي ، هل من ناصر ينصرني ››. آقايم ، دوباره نيامدنت بهانه اي
شدكه غم دلتنگي هايم را بنويسم وبا عطشي جانكاه بگويم : ليت شعري اين
استقرت بك النوي دوباره دلمان هواي كوي رخت را كرده دوباره چشممان نگران
خمار مستت شده ،نگران توييم كه همه مي دانند سالار عشيره ي عشقي ، ماهرخي
، افلاكي كه مبشري ، هستي براي رهايي و تشعشع فروغ نگاهت تلالو رخ دلدار
ازلي است . با توكه خوبترين خوباني مي گويم ، سالها مي شود كه در منظومه ي
سكوت چشمانت گرفتارم وسالهاست كه تب كرده ي نگاهت هستم وباز به شوق فرداي
ديدنت گرمي گيرم .
عشق من اين است كه با پاي خويش
سر بنهم سوي مسيحاي خويش
+ نوشته شده در شنبه 5 بهمن1387ساعت   توسط نبی ا...
|
برای دریافت تصاویر در
اندازه بزرگ بر روی آنها کلیک کنید
+ نوشته شده در پنجشنبه 3 بهمن1387ساعت   توسط نبی ا...
|
ماتم فخرالساجدین است
عزای زین العابدین است
چراغ مدینه گردیده خاموش
در جنان فاطمه گشته سیه پوشی
واویلا واویلا آه و واویلا
کشتند وصی مصطفی را
یعقوب دشت کربلا را
ندارد زائر آن قبر خرابش
مزار در میان آفتابش
واویلا واویلا آه و واویلا
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه 3 بهمن1387ساعت   توسط نبی ا...
|
فلسطينيها ناصبي هستند یا شافعی؟
در روزهاي گذشته برخي رسانه هاي بي نام و نشان با بيان
مطالبي اظهار داشتند که حماس، گروهي ناصبي و دشمن اهل بيت است. آنچه در
ادامه مي خوانيد، کنکاشي در مذهب و عقايد مردم فلسطين به خصوص اهالي نوار غزه است.
1- بیشتر مردم فلسطین، پیرو مذهب شافعی هستند و
اتفاقاً، ابوعبدالله محمدابن ادریس شافعی، رهبر این فرقه، متولد غزه بوده
است. در مورد شافعی بودن مردم فلسطین می توانید به این منبع رجوع کنید:
«الموسوعة المیسرة فی الادیان و المذاهب المعاصرة، مانع بن حماد الجهنی، ج
2، ص ۱۲۴»
جالب اینجاست که در میان فرقه های چهارگانه اهل سنت، نزدیک ترین فرقه به تشیع از نظر علاقه و احترام به اهل بیت و احکام فقهی، همین فرقه شافعی است.
2-در میان خبرهای منتشر شده از تهاجم رژیم صهیونیستی، خبری
بود که دقت در آن نشان دهنده علاقه مندی مردم فلسطین به اهل بیت پیامبر
است: بمباران مسجد علی ابن ابی طالب واقع در محله الزیتون شهر غزهتوسط جنگنده های اسرائیلی در روز ۱۰ دی....
بقيه در ادامه مطلب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه 3 بهمن1387ساعت   توسط نبی ا...
|
میآییم
با چفیههای سپید و سیاهمان،
بر پوستتان داغِ خونبها میزنیم،
از زهدان روزگار میآییم، چونان سرریز شدنِ آب،
از خیمه حقارتی که به هوا جویده میشود،
از رنج حسین میآییم...
از اندوه فاطمه زهرا...
از اُحد، میآییم، و از بدر...
و از غمهای کربلا...
میآییم برای تصحیحِ تاریخ و اشیا و برای پاک کردن حروف، ازخیابانهایی که نامهای عبری دارند!
* نزار قبّانی*
+ نوشته شده در پنجشنبه 3 بهمن1387ساعت   توسط نبی ا...
|